112
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 0:59
suicide squad رو دیدم امروز. چقدر این هارلی کویین خوبه. شی ایز کریزیییییییییییییییییییییییییییییییییی!!! ای لاو هر.
113
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 0:59
امروز رفتیم پینت بال مصطفی و مسعود و علی اکبر. عاااااااااااالی بود. کلی خندیدیم و حال کردیم. البته قبلش هیچ انتظاری نداری وقتی تیر میخوری اینقدر دررررررررررد داره!!!! رسما کبود میشه جاش. تمام بازی های کانتر و کال آف دیوتی و ... میاد جلو چشمت. خییییییییییییییییلی خوب بود.
114
-
تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 0:59
پسرا و دخترا تا وقتی با هم خوبن به هم میگن دیونه ، غلط کردی ، بیشعور ، خُل و… به محض اینکه دعواشون میشه میگن : شما خودت فرمودی ، نخیر آقای (خانم) محترم ، حضرتعالی منظورتون چی بود ، هر جور میلتونه ، خواهش میکنم و… کلا این چه فازی محسوب میشه ؟ یعنی رسما دهنتو سرویس میکنن با این حرفا!!!
111
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 6:04
داشتم پروست میخوندم. توش میگه وقتی به یه چیزی میرسی دیگه نمی تونی در مورد خیال پردازی کنی. یعنی نمیتونی بشینی و در مورد کارهای عاشقانه و انتظارات واسه دیدن عشقت و ... خیال پردازی کنی. چون این تصورات با شرایط زمانی متفاوت و طرف الان پیشته و مال توه واسه همین ذهنت نمیتونه دیگه توی رویا بره چون واقعیت ...
107
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 0:29
بالاخره ریوارد ویندوز رو راه انداختم! گیلی گیلی گیلی.
108
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 0:28
یه تشکر ویژه از خدا بکنم واسه امروز! لیست اتفاق های امروز: اشتباهی سوار اتوبوس پزشکی ها شدم و تا میدون نمازی منو برد!! و نیم ساعت زودتر رسیدم ترمو تمرین ها رو نگرفت سرامیک فقط نیم ساعت کلاسش تشکیل شد ریوارد ویندوز درست شد کارتم توی مرحله صادر شدنه. خدایا شکرت. پ.ن: که اهمیت شون به ترتیب زیادتر میشه!...
109
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 0:28
جمشید خر وحشی!!!! ادای منو در میاره. میگه همیشه اخر تماس ها اینو میگم. "خوب ببینیم چیکار باید بکنیم چیکار نباید بکنیم". یعنی وقتی تعریف کرد اینو مردم از خنده!!! خیییییییییلی خره. :دی
99
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:29
بالاخره بعد از یک ماه تلاش و کوشش فراوان! حالم خوب شد. نمیدونستم واقعا مشکلات روحی روانی هم دوره درمان خودش رو داره و نمیشه یهویی خوب شد یعنی یهو تصمیم بگیری خوشحال باشی مثلا! جواب نمیده. نظرم کلا در مورد این چیزا عوض شد. دپرس بودن و عصبی و ناراحت بودن و ... رو قشنگ باید روشون وقت بزاری و صبر داشته ...
100
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:29
کاملا بصورت لیو این د مومنت دارم زندگی میکنم. :دی
101
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:29
نظرم در مورد کار و شغل و ... عوض شد. دوس دارم شرکت بزنم و یه محصولی درست کنم و یه کار مفید انجام بدم. ایشالا فقط بعد دانشگاه در حد یکی دوسال که با محیط کار و شرایط و نیازهای بازار و ... آشنا بشم میرم توی یه شرکت دیگه.
102
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:29
رسما دارم با کورتانا زندگی میکنم! یعنی همه کارام رو بهش گفتم و بهم یاداوری میکنه. از کلاس رفتن بگیر تا رزرو غذا و استخر، بیدار شدن، لیست خریدها، کازهایی که باید انجام بدم، فعال کردن فشفشه های وب! آماده کردن صبحونه!!! و کلا همممممممممممه چیز.
103
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:29
به یه نتیجه جدید در مورد خودم (و احتمالا همه!) رسیدم. به دلایل مختلف میشه عاشق یه نفر شد یا بهتر بگم از یه نفر خوشت بیاد و هرکی هر دلیلی واسه خودش میتونه داشته باشه. نکته اینجاست که هر کدوم از این دلیل ها یه محدودیت زمانی ممکنه داشته باشه و طرف بعدش از چشم آدم بیفته. مثلا ب. بعد از این همه مدت هنوزم...
104
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:29
یه کار جدید رو شروع کردم. توی اینستا همه رو بلاک کردم!! حالا عکس های اتفاقات خاص رو هم آپلود می کنم. کلا یه بک آپ دارم میگیرم از خاطراتم! هم نوشتاری هم تصویری! :دی
105
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:28
کار. دوتا دیدگاه مختلفد هست. یکی دنبال کار که پولش خوب باشه، کلاسش خوب باشه و ... یعنی واسه دیگران. یکی اینکه واسه خودت باشه اینکه یه کار مفید توی زندگیت انجام بدی، یه چیز جدیدی به این دنیا اضافه کنی نه فقط اینکه درامدت خوب باشه و دوتا بچه هم بیاری و بعدش بمیری! اون تاثیر مثبتی که رو دنیا داری مهمه....
106
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:28
واقعا نتیجه نگرفتن خیلی دپرس کننده اس. حالا هرطوری میخواد باشه و هرچقدر هم می خوای تلاش کرده باشی براش. مثلا این هفته دوتا چیز رو میخواستم تست کنم. یکی شیرسی دی کی! بود که جواب داد واسه فارکرای پریمال. :دی یکی ماکروسافت ریوارد بود. که هرچی تلاش کردم نتونستم درستش کنم و اون شماره تلفن آمریکا رو بهش ب...
98
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 22:20
امروز به یه چیز جالب پی بردم در مورد خودم! چند وقتی بود همه بهم میگفتن که کم حرف شدی و دیگه مثل قبل نیستی و تعریف نمی کنی و ... امروز دیدم راست میگن! چون چند وقتیه که اینجور چیزا برام اهمیتی نداره و واسه همین یادم نمیمونه که بخوام بعدا در موردش حرف بزنم!!! پ.ن: مثلا یاسر چند هفته پیش اومد شیراز و زن...
95
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 10:24
صبح توی تخت داشتم تصمیم میگرفتم که کلاس امروز رو برم یا نه. خیلی خوابم میومد و به بهونه امتحان و درس خوندن داشتم خودم رو راضی میکردم که یهو در عین ناباوری خودم رو سورپرایز کردم و پاشدم رفتم کلاس ! فکر نمیکردم امکان داشته باشه اصلا این کار
96
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 10:24
یه سری موقعیت ها و کارها هست که ادم موذب میشه یا خجالت میکشه موقع انجام دادنش و واسه هرکسی متفاوته. جدیدا توی این موارد با اشتیاق میرم و انجام میدم اون کار رو. نباید محدودیتی واسه خودت بزاری مخصوصا به خاطر این دلایل کوچیک.
97
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 10:23
یه سری موقعیت ها و کارها هست که ادم موذب میشه یا خجالت میکشه موقع انجام دادنش و واسه هرکسی متفاوته. جدیدا توی این موارد با اشتیاق میرم و انجام میدم اون کار رو. نباید محدودیتی واسه خودت بزاری مخصوصا به خاطر این دلایل کوچیک.
93
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:09
به یه استراتژی جدید رسیدم. وقتی با یه آدم جدید آشنا میشم. همون اول بدترین خصوصیتم (از نظر بقیه البته ! وگرنه به نظر خودم من پرفکتم :-P ) رو نشون میدم. چون میدونم اگه طرف با این کنار بیاد دیگه توی بقیه چیزها مشکلی بوجود نمیاد.