داشتم پروست میخوندم. توش میگه وقتی به یه چیزی میرسی دیگه نمی تونی در مورد خیال پردازی کنی. یعنی نمیتونی بشینی و در مورد کارهای عاشقانه و انتظارات واسه دیدن عشقت و ... خیال پردازی کنی. چون این تصورات با شرایط زمانی متفاوت و طرف الان پیشته و مال توه واسه همین ذهنت نمیتونه دیگه توی رویا بره چون واقعیت چیز دیگه ای هست و مانع میشه. پس همینه که زن ها همیشه میگن دوران نامزدی خوبه! چون دقیقا همینه. هنوز توی واقعیت ذهنی آدم، حضور همیشگی طرف شکل نگرفته و واسه دیدنش باید برنامه ریزی کنی و تدارک ببینی و طرف همیشه پیشت نیست. در مقیاس کوچیکتر میشه مثل خرید وسایل مخصوصا اونایی که دوستشون داری و براشون برنامه ریزی کردی. مثل لپ تاپ، گوشی. قبلش کلی سرچ میزنی و میگردی و انتخاب میکنی. بعدش در موردش کلی تحقیق میکنی. یجورایی داری تصور میکنی و حس داشتنش رو توی ذهنت میسازی. این همون عشقه! وقتی میخریش تا یه مدت خییییییییلی خوب باهاش رفتار میکنی و پرتش نمیکنی و ... این میشه همین نامزدی!! ولی یه مدت که میگذره دیگه اون حس داشتنش توی وجودت ثبت میشه و جایگزین اون عشق میشه. دیگه میدونی همیشه هست. دیگه با خیال راحت باهاش رفتار میکنی و نگران این نیستی که نکنه یهو خراب بشه! و خود واقعیت رو نشون میدی.
برچسب:
نویسنده: النا صالحی
تاريخ: شنبه
29 آبان
1395 ساعت: 6:04