امروز به یه چیز جالب پی بردم در مورد خودم! چند وقتی بود همه بهم میگفتن که کم حرف شدی و دیگه مثل قبل نیستی و تعریف نمی کنی و ... امروز دیدم راست میگن! چون چند وقتیه که اینجور چیزا برام اهمیتی نداره و واسه همین یادم نمیمونه که بخوام بعدا در موردش حرف بزنم!!! پ.ن: مثلا یاسر چند هفته پیش اومد شیراز و زنگ زد و رفتم پیشش و ... فرداش بابام اینا زنگ زدن و احوال پرسی کردن و ... گفتن چه خبر؟ منم گفتم هیچی و سلامتی و ... چیزا!!! بعد خودشون گفتن که یاسر اینا اومدن چطور بود کجاها رفتید و ... :دی. بعد من یادم اومد و براشون تعریف کردم....
ادامه مطلب